چهارشنبه 25 اسفند 1389

سینما

   نوشته شده توسط: کاوه    

کودکی هنرمند بزرگ مرتضی فتحی در کنار کاوه
 که با بازی توانمند خود تمامی افراد پشت صحنه را به گریه انداخت
با آرزوی موفقیت و بهروزی و پیروزی برای این عزیز هنرمند بزرگ و نامدار کشورمان


1367 با دوربین 8 میلیمتری


چهارشنبه 25 اسفند 1389

عید می آید

   نوشته شده توسط: کاوه    

عید می آید و میگوید: بهار در راه است و زندگی باید کرد
عید می آید و میگوید: با هم و در کنار هم باشید .با مهر و محبت و دلسوز هم باشید.با فرهنگ و با ادب همچون نیاکان خود
عید می آید تا به من و تو بگوید : که کهن ترین تاریخ و تمدن را داریم
عید می آید و میگوید: قوم اعراب پا برهنه ی وحشی بادیه نشین از ازل با من دشمن بوده و هستند و چشم دیدن ایران را نداشته و نخواهند داشت
عید می آید و میگوید: اعراب فقط از حسادت شب و روز با بهانه های مختلف از هر حیله و کلکی استفاده میکنند تا ضمن اینکه ایران باستان را به عقب تر از خودشان قرار دهند اما نمی دانند شاید هر زمانی حکومت خاصی حکمران گشته اما نتوانسته تحت هر شرایطی افکار و مکتب های بی هویت خودشان را تحمیل کنند از جمله اعراب ، تاتار ، مغول ها و ...
عید می آید و میگوید:  ایرانی باشید .گفتار نیک ،پندار نیک ، کردار نیک را در سر لوحه زنذگی خود قرار دهید
عید می آید و میگوید: از کشته شدن هزاران اعراب پا برهنه ناراحت نشوید که این روز ها به جان هم افتاده اند .چون چهارده قرن بر ما ظلم و ستم متفاوت از هر نظر تزریق و ترویج کرده اند و بی ریا گفته شود چشم دیدن ایرانی با فرهنگ را نداشته و ندارند.


چهارشنبه 25 اسفند 1389

آیینهای نوروزی زرتشتی

   نوشته شده توسط: کاوه    

از جشنهای متعددی که در ایران باستان مرسوم بوده، یا از جشنهای اندکی که از آن عهد به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست. نوروز تنها جشنی است که یک جشن کوچک تر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن میآید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. اما به غیر از چهارشنبه سوری و سیزده بدر که هر یک آداب خود را دارند، نوروز در گذشته دارای آداب چندی بوده است که امروز تنها برخی از آنها برجای مانده و پاره ای در دگرگشتهای زمانه از بین رفته اند. از رسم های بجا مانده یکی راه افتادن حاجی فیروز است.

حاجی فیروز:
حاجی فیروزها با چهره سیاه کرده و لباسی به رنگ قرمز همراه با کلاه دوکی شکل قرمز، دایره و دنبکی به دست می گیرند، به خیابان می آیند و به رقص و شیرینکاری و خواندن اشعاری با ضرباهنگ رقص میپردازند: حاجی فیروزه، سالی یه روزه، همه می دونن، منم میدونم، عید نوروزه. ارباب خودم سلام علیکم، ارباب خودم سر تو بالا کن، ارباب خودم منو نیگا کن، ارباب خودم لطفی به ما کن.
ارباب خودم بزبز قندی، ارباب خودم چرا نمی خندی؟ بشکن بشکنه بشکن، من نمی شکنم بشکن، اینجا بشکنم یار گله داره، اونجا بشکنم یار گله داره! این سیاه بیچاره چقد حوصله داره.
در کشورهای دیگر حاجی فیروز ایرانیان با لباس قرمز و صورت نقاشی شده به رقص و پایکوبی میپردازد.

خانه تکانی:
خانه تکانی از دیگر آئینهای نوروز است. ده پانزده روز مانده به نوروز خانه تکانی شروع میشود. در این آئین، همه وسایل خانه گردگیری و شستشو میشود و پاک و پاکیزه میگردد.چنان زوایای خانه را می روبند که اگر تا یک سال دیگر هم آن زوایا از چشم خانم خانه پنهان بماند یا فرصت پاکیزه سازی آنها به دست نیاید، قابل تحمل باشد. وسواس برای این پاکیزه سازی تا به حدی است که در و دیوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال یکبار نقاشی میشود. پس از خانه تکانی، نوبت سبزه کاشتن میشود. مادران حدود یک هفته مانده به نوروز، مقداری گندم و عدس و ماش و شاهی در ظرفهایی زیبا میریزند و خیس میدهند تا آهسته آهسته بروید و برای سفره نوروزی آماده گردد.

کارت شادباش:
کاری که پس از شکل گیری روشهای جدید ارتباطی مانند نامهنگاری، یا شکل جدیدتر آن نامههای الکترونیکی رواج یافته، ارسال کارت شادباش است؛ یک هفته پیش از آغاز سال نو، زمان ارسال کارتهای شادباش فرا میرسد، فرستادن کارت شادباش برای همه دوستان و آشنایان، و اقوامی که در دیگر کشورها یا شهرها زندگی میکنند، البته کاری پسندیده است، امروزه و بعد از رواج تلفن بیشتر به یک تلفن برای گفتن تبریک سال نو پس از تحویل سال بسنده میکنند.

چهارشنبه سوری:
در این زمان دیگرچهارشنبه سوری فرا رسیده و باید از روی آتش پرید. چهارشنبه سوری خود به مثابه یک جشن مستقل، آداب خود را دارد. آتش افروختن و پریدن از روی آتش، خوردن آجیل چهارشنبه سوری و جز اینها. در چهارشنبه سوری همچنین آئینهایی چون فالگوشنشینی، قاشقزنی، بختگشائی، کوزهشکنی، رفع نحسی و مانند آنها رسم بوده است که امروز دیگر چندان باب نیست و اگر باشد در برخی روستاهاست. پس از چهارشنبه سوری، نوروز فرامی رسد. آماده کردن سفره نوروزی، خرید میوه و شیرینی و آجیل، آماده شدن برای تحویل سال، دعای تحویل سال، دید و بازدید عید، عیدی دادن و عیدی گرفتن همه در طول روزهای عید انجام میشود.

سفره هفت سین:
در کشورهای مختلف هفت سینهای متفاوتی پهن میشود، حتی در برخی از نقاط ایران و دیگر کشورها بهجای هفت سین، هفت شین پهن میکنند، سفره هفت سینی که امروزه بیشتر مرسوم است داری هفت مورد از چیزهای مانند: سبزه، سنجد، سیر، سماق، سرکه، سمنو، سیب، سپند (اسفند). در سفره مرسوم است، میوه، گل، شیرینیهای سنتی، ماهی قرمز، سبزی خوردن، کتاب آسمانی، دیوان شاعران، و آینه، قرار دهند.

دید و بازدید:
دید و بازدید رفتن تا پایان روز ۱۲ فروردین ادامه دارد. اما معمولا در همان صبح نوروز به دیدن اقوام نزدیک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن یا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائی و... میروند. روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرا می رسد و سر فرصت به دیگر اقوام و دوستان سر می زنند و دیدارها تازه میکنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورتهایی که پیش آمده از احوال پرسی یکدیگر سر باز زده باشند، این روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت می شمارند و راه آشتی و دوستی در پیش میگیرند.

مسافرت نوروزی:
از آنجا که مدارس در ایام نوروز تا ۱۴ فروردین تعطیل است، فرصت خوبی برای سفر کردن به دست می آید. پس گروه کثیری از مردم به شهرهای دیگر و نقاط خوش آب و هوا ی کشور که در ایام نوروز از آب و هوای معتدل برخوردار است، سفر میکنند. اما این سفرها نیز خالی از دید و بازدید نیست. مردم به دیدار یکدیگر می روند و دیگران را به شام و ناهار دعوت میکنند. سفرهای زیارتی نیز که از دیرباز مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به این معنی که عده زیادی شب عید به قم یا مشهد می روند و پس از یکی دو روز به خانه و کاشانه خود باز می گردند.

سیزده بدر:
روز سیزدهم فروردین مردم به دامن طبیعت رفته و به بازی و گردش می پردازند. در ایران باستان عدد سیزده همچنین روز سیزدهم (سیزده فروردین) نحس و بدشگون شمرده میشد به همین دلیل مردم در این روز به دامن طبیعت پناه میبرند.

دیگر آیینهای نوروزی
اما آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بیش از امروز بوده است. تا همین چند دهه پیش در برخی نواحی ایران، نوروزی خوانی مرسوم بوده است. در گیلان و مازندران و آذربایجان، از حدود یک ماه پیش از فرا رسیدن نوروز، کسانی در روستاها راه میافتادند و اشعاری در باره نوروز میخواندند. اشعاری که بنا بر تعلقات مذهبی شیعیان با مضامین مذهبی آمیخته بود و ترجیع بند آن چنین بود: باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهید بر دوستان، ... این پیکهای نوروزی در مقابل نوروزی خوانی از مردم پول یا کالا میگرفتند و سورسات نوروزی خود را جور میکردند. تا همین چند دهه پیش در برخی نواحی ایران نوروزی خوانی مرسوم بوده است. تا چهل پنجاه سال پیش به راه انداختن «میر نوروزی» نیز یکی از آئینهای رایج بوده است. داستان میر نوروزی این است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروایی شهر را که به طور معمول در دست حکام است، خلاف آمد عادت به فردی از پائین ترین قشرهای اجتماعی میسپردند و او نیز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب میکرد و فرمانهای شداد و غلاظ علیه ثروتمندان و قدرتمندان میداد. آنها نیز در این پنج روز حکم او را کم و بیش مطاع میدانستند و تنها در موارد پولی به چانه زدن میپرداختند. پس از آن پنج روز نیز میر نوروزی مطابق سنت از مجازات معاف بود و هیچ کس از او بازخواست نمیکرد که چرا در آن مدت پنج روز چنین و چنان کرده است. حافظ در این بیت به عمر کوتاه آدمی، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت میر نوروزی اشاره دارد:
سخن در پرده میگویم چو گل از غنچه بیرون آی *** که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

مراسم گاهنبار
واژه گاهنبار کوتاه شدن «گاهان بار» است، یعنی گاهها و زمانهای به ثمر رسیدن و بار آمدن. این جشن به پیشه اصلی ایرانیان یعنی کشاورزی و دامداری ارتباط دارد. این جشنها در شش هنگام یا شش چهره و در هر چهره به مدت پنج روز در سال برگزار می گردد. زرتشتیان در نگرش سنتی خود باور دارند که آفرینش جهان و هستی از سوی خداوند، در شش مرحله یا در شش چهره گاهنبار انجام گرفته است. در اوستا جشن های شش گانه به صورت یائیریه یعنی سالی و فصلی آمده است. نخستین گاه انبار، نیمه بهار در ماه اردیبهشت هنگام برداشت خرمن و درو کردن غلاتی مانند گندم و جو. دومین گاه انبار، نیمه تابستان در ماه تیر هنگام کاشت حبوباتی مانند برنج و ارزن. سومین گاه انبار، در ماه شهریور، هنگام درو و برداشت محصول تابستانی و علوفه و علیق برای دامداری. چهارمین گاه انبار، در ماه مهر، هنگام کاشت محصول زمستانی. پنجمین گاه انبار، نیمه زمستان. این جشن در ماه دی برگزار می شود و در حقیقت جشن استراحت کشاورزان است. ششمین گاه انبار، در پایان اسفند و در پنج روز گاتها است. هنگامی که هوا معتدل است و کشاورزان آماده کشت برای سال آینده می شوند. این جشن برای ستایش اهورا مزدا از برکاتی که داده است و یادآوری فره وشی در گذشتگان بر پا می شود. گاه انبارها، جشنهایی بودند که برای تقدیس اهورامزدا و شش روان جاویدان (امشاسپندان) که همواره نزداومتوطن هستند، برگزار می شدند. اهورامزدا و شش امشاسپندان، حافظان هفت مخلوق می باشند. آسمان، آب ها، زمین، آتش، گیاهان، حیوانات و آدمی. بعدها شش امشاسپند را در زبان فارسی با اندکی تغییر به نامهای شهریور، خرداد، اسفند، اردی بهشت، امرداد و بهمن خواندند.به نظر می رسد پایه گذار این جشن ها، زرتشت پیامبر باشد. اما گفته شده است که این جشن ها به خصوص گاه انبارها در زمانهای بسیار دورتر از زمان زرتشت هم جشن گرفته می شده اند. هزینة این جشنهای هفتگانه را ثروتمندان تامین می کردند. مردم در این روزها در کنار همدیگر می خوردند، می نوشیدند و پایکوبی می کردند و در پایان جشن، آنچه از خوردنی ها باقی بود، به خانة افراد نیازمند فرستاده می شد.پیش از شروع گاهنبار مراسم واج یشت انجام می گیرد.

واج یشت گاهنبار
در هنگام سپیده دم نخستین روز از چهره گاهنبار، مراسم واج یشت گاهنبار در محل آتش ورهرام هر شهر برگزار می شود (آتشکده اصلی هر شهر که سمبل روشنایی در آن نگهداری می شود به آتش ورهرام معروف است). در مراسم واج یشت، موبدان هوشت (hust) موبد اجرا کننده مراسم دینی در هر محل یا روستا را هوشت آن محل می نامند و گروهی از زرتشتیان شرکت دارند. یکی از موبدان که زوت نام دارد هفتاد و دو هات یسنا را می سراید و موبد دیگر که راسپی نامیده می شود در سرودن قسمت هایی از یسنا با زوت همکاری می نماید. این مراسم یزشن خوانی و سرودن یسنا، شربت پراهوم توسط موبدان تهیه می گردد. آنها این شربت را از کوبیدن و نرم کردن ساقه ی گیاه (هوم) با آب در هاون مخصوصی به دست می آورند و در پایان مراسم در ظرفهای کوچکی می ریزند و به شرکت کنندگان می دهند تا بیاشامند. در پایان مراسم واج یشت گاهنبار، نخستین روز هر چهره گاهنبار شروع می شود.

گاهنبار میدیو زرم گاه – آفرینش آسمان (دهم تا چهاردهم اردیبهشت)
از روز خور تا روز دی بمهر در ماه اردیبهشت، گاهنبار چهره میدیوزرم درخانه ها یا در سالن توسط زرتشتیان برگزار می شود. میدیوزرم از واژه اوستایی مئیدیو یعنی میان، و زرمیه یعنی بهار تشکیل شده است و معنی میان بهار می دهد و این جشن هنگامی است که گیاهان رشد و نمو می کنند و کشاورزی بار دیگر رونق می گیرد و از سوی دیگر در باور سنتی زرتشیتان هنگام آفرینش آسمان از سوی خداوند است و به همین انگیزه برای بزرگداشت آن جشن و شادی برگزار می شود.

گاهنبار میدیو شهیم گاه – آفرینش آب (هشتم تا دوازدهم تیر)
دومین جشن گاهنبار در سال میدیوشهیم است. این گاهنبار را از روز خور تا روز دی بمهر در ماه تیر برگزار می کنند. واژه اوستایی میدیو یعنی میان و واژه شمه یعنی تابستان که هر دو با هم میان تابستان را معنی می دهد واز طرفی در باور سنتی زرتشتیان هنگام آفرینش آب از سوی اهورا مزدا است.

گاهنبار پیته شهیم گاه – آفرینش زمین (بیست ویکم تا بیست و پنجم شهریور)
این گاهنبار از روز اشتاد در ماه شهریور شروع می شود و تا پایان ماه شهریور یعنی روز انارام ادامه می یابد. پیته شهیم یعنی پایان تابستان و این جشن کشاورزی هنگامی است که خرمن دانه ها درکشتزارها فراهم می گردد و بسیاری از میوه ها از درختان چیده می شوند و در باور زرتشتیان هنگام آفریده شدن زمین از سوی خداوند است.

گاهنبار ایاثرم گاه – آفرینش گیاهان (بیست تا بیست و پنج مهر)
نام این گاهنبار از واژه اوستایی ایا ثریمه گرفته شده است. یعنی آغاز سرما و زمان برگزاری آن در زندگی کشاورزی و دامپروری، هنگامی است که گله های گوسفند از چراگاه های تابستانی به محل زمستانی خود باز می گردند. در باور سنتی زرتشتیان نیز هنگامی است که خداوند گیاهان را آفریده است. این گاهنبار اکنون نیز همانند گاهنبارهای چهره دیگر و با همان شیوه، در خان و یا تالارهای عمومی برگزار می شود.

گاهنبار میدیاریم گاه – آفرینش جانوران (دهم تا چهاردهم دیماه)
گاهنبار چهره پنجم درهر سال گاهنبار میدیاریم است و این گهنبار از روز مهر تا روز ورهرام از ماه دی برگزار می شود. میدیاریم یعنی میانه آرامش و در زمانی برگزار می شود که هنگام آرامش و استراحت کشاورزان و دامداران است و از سوی دیگر در باور سنتی زرتشتیان هنگام آفریده شدن جانوران بر روی زمین است.

گاهنبار همس پت میدیم گاه – آفرینش انسان (بیست و پنجم تا بیست و نهم اسفند)
ششمین و آخرین گاهنبار در سال گاهنبار همس پت میدیم گاه است که به گهنبار پنجه یا پنجی هم معروف است و در پنج روز پایان سال که ماه کاتابیو نام دارد برگزار می شود. واژه همس پت میدیم برابر شدن روز و شب معنی می دهد. این گاهنبار در اوستا با واژه ارتوکرثنه آمده که ارتو به معنی راستی و درستی و کرثنه به معنی روش و کردار است. در باور سنتی زرتشتیان زمان گاهنبار همس پت میدیم گاه هنگام آفریده شدن انسان از سوی خداوند و پایان آفرینش است.


چهارشنبه 25 اسفند 1389

سوالات از زرتشت

   نوشته شده توسط: کاوه    

از زرتشت سوال کردند
زندگی خود را بر چند اصل استوار کردی؟
1-دانستم کار مرا دیگری انجام نمی دهد ، پس تلاش کردم
2-دانستم که خدا مرا میبیند ، پس حیا کردم
3-دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد،پس آرام شدم
4-دانستم پایان کارم مرگ است،پس مهیا شدم


چهارشنبه 25 اسفند 1389

نصیحت زرتشت به پسرش

   نوشته شده توسط: کاوه    

آنچه را گذشته است فراموش كن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
قبل از جواب دادن فكر كن
هیچكس را تمسخر مكن
نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
خود برای خود، زن انتخاب كن
به شرر و دشمنی كسی راضی مشو
تا حدی كه می‌توانی، از مال خود داد و دهش نما
كسی را فریب مده تا دردمندنشوی
از هركس و هرچیز مطمئن مباش
فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
سپاس دار باش تا لایق نیكی باشی
با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
راستگو باش تا استقامت داشته باشی
متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
معروف باش تا زندگانی به نیكی گذرانی
دوستدار دین باش تا پاك و راست گردی
مطابق وجدان خود رفتار كن كه بهشتی شوی
سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
روح خود را به خشم و كین آلوده مساز
هرگز ترشرو و بدخو مباش
در انجمن نزد مرد نادان منشین كه تو را نادان ندانند
اگر خواهی از كسی دشنام نشنوی كسی را دشنام مده
دورو و سخن چین مباش، نزدیك انجمن دروغگو منشین
چالاك باش تا هوشیار باشی
سحر خیز باش تا كار خود را به نیكی به انجام رسانی
اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری
با هیچكس و هیچ آیینی پیمان شكنی مكن كه به تو آسیب نرسد
مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشك پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی‌ماند



چهارشنبه 25 اسفند 1389

عید نوروز چگونه شکل گرفت

   نوشته شده توسط: کاوه    




انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

 پیدایش جشن نوروز 

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز


جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.

عید نوروز چگونه شکل گرفت

از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».

منبع : مجله موفقیت



چهارشنبه 25 اسفند 1389

تزئین سفره هفت سین

   نوشته شده توسط: کاوه    

تزئین سفره هفت سین

در آیین های باستانی ایران برای هر جشن و یا مراسم مذهبی خوانی گسترده می شد که در آن علاوه بر آلات و اسباب نیایش مانند : آتشدان ، ماهروی و برسم ، فراوردهای فصل و خوراکی های گوناگونی نیز بر سر خوان نهاده می شد. زیرا خوردن خوراک مذهبی یکی از رسم های دینی بود عدد هفت از هفت امشاسپند در دین زرتشتی (اورمزد، وهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندامذ، خورداد و اَمُرداد) گرفته شده خانواده های ایرانی هفت سین می چینند که حاوی مجموعه ای از نمادهای استقبال از بهار است. هفت سین حداقل باید حاوی هفت عنوان باشد که با حرف سین شروع می شوند

تزئین سفره هفت سین و سفره عید نوروز ایرانیان

سبزه: تولد دوباره ، حیات نو و سبز بودن

سمنو: ثروت و فراوانی و وفور 

سنجد: عشق

سیر: دارو و درمان و بعنوان ماده ای گندزاد می باشد 

سیب: زیبایی و سلامت

سماق: رنگ طلوع آفتاب

سرکه قرمز : سن و صبر و عقل

سنبل: آمدن بهار و نشان دهنده زیبائی

سکه زرد : ثروت

تزئین سفره هفت سین و سفره عید نوروز ایرانیان

همچنین برسرسفره هفت سین شمع هایی روشن دربرابر آینه قرارمی دهند که نشان دهنده آینده ای روشن است . 

تخم مرغ رنگ شده نیز نشانه باروری است . 

آینه نیز نمادی از خلقت است . 

ماهی قرمز نشانه زندگی است 

از دیگر چیزهایی که بر سر سفره‌‌ی ایرانیان بوده نان به نماد فراوانی، شیر تازه به نشان غذای نوزادی که تازه متولد شده و شمعدان که شمع‌ها را به احترام آتش روشن می‌کردند می‌توان نام برد.



شنبه 30 بهمن 1389

روز خاکسپاری معلم اخلاق سینمای ایران

   نوشته شده توسط: کاوه    


(باز) به یاد فردین



بعد از وفات تربت ما ، در زمین مجوی

در دل مردم عارف مزار ماست





بت پرستی به ،  ز مرده پرستی




شنبه 30 بهمن 1389

بازی فردین

   نوشته شده توسط: کاوه    




بازی فردین در کنار تمامی هنرمندان منحصر بفرد بود .





شنبه 30 بهمن 1389

فردین

   نوشته شده توسط: کاوه    




فردین در یک کلام ، واقعاً سلطان قلبها بود.


شنبه 30 بهمن 1389

مدینه فاضله

   نوشته شده توسط: کاوه    

 *مدینه فاضله  یا سرما در گرما وگرما در سرما *
 با لحاف پاره 
مدینه فاضله  یا سرما در گرما وگرما در سرما






 محو در تماشای گلهای زیبای داخل مغازه بودم. براستی خداوندچقدر زیباست وهمه زیبایی واقعا مختص اوست .چگونه باید شاکر و سپاسگذار این همه نعمتهایی، که بطور رایگان و وافر در اختیار ما قرار داده است باشیم. وچه زیباست همه مخلوقات زنده در برابرعظمت خدای زیبا سربه سجده می گذارند وجزخود را به کل منتسب می کنندوبا خودمی گویند: «خیزتا برکلک آن نقاش جان افشان کنیم.» 


بطور مثال....



ادامه مطلب

یکشنبه 5 دی 1389

یک دوره گرد

   نوشته شده توسط: کاوه    

یاد دارم یک غروب سرد سرد                   می گذشت از کوچه مان یک دوره گرد
دوره گردم کهنه قالی می خرم               .دست دوم...جنس عالی می خرم
گر نداری کوزه خالی می خرم                  کاسه و ظرف سفالی میخرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست             عاقبت آهی کشید بغضش شکست
اول سال است و نان در خانه نیست          ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟!
بوی نان تازه هوش ما را برده بود               اتفاقا مادر هم روزه بود
چهره اش دیدم که لک برداشته                دست خوش رنگش ترک برداشته
سوختم.....دیدم که بابا پیر بود                  بدتر از این خواهرم دلگیر بود
مشکل ما ..درد نان تنها نبود                    حتم دارم که خدا آنجا نبود!!!
باز آواز درشت دوره گرد                           پرده اندیشه ام را پاره کرد
دوره گردم کهنه قالی میخرم                    دست دوم...جنس عالی میخرم
خواهرم بی روسری بیرون دوید                  گفت آقا سفره خالی میخرید!!!!


شنبه 4 دی 1389

غوغا

   نوشته شده توسط: کاوه    


شنبه 4 دی 1389

نیم نگاهی به تاریخ ، جوان ، موسیقی

   نوشته شده توسط: کاوه    


چهارشنبه 1 دی 1389

استاد

   نوشته شده توسط: کاوه    




تعداد کل صفحات: 2 1 2